نويسندگان

یه روز ده تا یکیا, می خواستن به مهمونی نه ده تا ییا برن, اونا لباساشونا

پوشیدن و رفتن خونه ی اونا. وقتی رسیدن دیدن اونا خیلی ناراحتن ده یکیا

 پرسیدن چی شده؟ نه ده تاییا گفتن: (( ما میخوایم تو بازی صدتاییا شرکت

کنیم ولی نمیتونیم.)) ده یکیا دلشون سوخت با هم یه ده تایی شدن و با نه

 ده تا ییا یه صدتایی درست کردن و رفتن به بازی نه صدتاییا.وقتی در بازی

برنده شدن می خواستن به مرحله ی هزار تاییا برن, نه صدتاییا با ده تاده تاییا با

 هم جمع شدن و یه هزارتایی شدن و رفتن به مرحله ی بالاتر.اون روز همه با

هم خوش حال بودن.  با سپاس از دانش آموز خلاق خانم غزل حاج محمدی

[ ۱۳٩٢/۸/٢۱ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شبنم جوکار بلوچی ]

درباره وبلاگ

موضوعات