نويسندگان

روزی در روستایی کوچک معلم مدرسه از دانش آموزان خود خواست تا تصویر

چیزی را که نسبت به آن قدردان هستند نقاشی کنند. معلم فکر می کرد که

دانش آموزان تصویر لباس وبوقلمون و سفره ای پرازغذاهای لذیذ را

خواهند کشید.

وقتی یکی از بچه ها نقاشی خود را تحویل دادند معلم از دیدن آن نقاشی بسیار

تعجب کرد. از بچه ها خواست در مورد آن نظر بدهند. با لاخره از خود دانش

 آموزی که نقاشی را کشیده بود پرسید : این دست کیست که آن را در این

نقاشی کشیده ای؟

دانش آموز با خجالت گفت: این دست شماست که در نبود مادر و پدرم با

مهربانی بر سرمن کشیده می شد. 

شما چطور؟ آیا تا به حال بر سر کودک یتیمی دست نوازش کشیده اید؟

 

گاهی فقط یک دست نوازش یا یک لبخند نجات بخش است!قلب

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ ] [ ٧:٥۳ ‎ب.ظ ] [ شبنم جوکار بلوچی ]

درباره وبلاگ

موضوعات