نويسندگان

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ....

برادرم گفت:(( چرا چتری با خود نبردی؟))

خواهرم گفت:(( چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟))

پدرم با عصبانیت گفت:((تنها وقتی سرما بخوری متوجه خواهی شد.))

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گقت:(( باران بی انصاف!))

مادر این است.

به گونه ایی زندگی کنید که وقتی فرزندانتان به یادعدالت و صداقت و مهربانی

می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ ] [ ۸:٥٥ ‎ب.ظ ] [ شبنم جوکار بلوچی ]

درباره وبلاگ

موضوعات